شب قدر؛ شبی پربرکت با یاد علی (ع)

انا انزلناه فی لیله القدر

به درستی که قرآن در شب قدر نازل شد. در شب قدر بر اساس کفر و شکر برای ما اندازه ای می گیرند و نعمت ها و امکاناتی می دهند و بر اساس آنچه در گذشته انجام داده ایم، سرمایه آینده را تقدیر می کنند. شب قدر، شب اندازه ها و نعمت ها است و نیاز به کتاب و راهنما دارد و به همین دلیل در این شب قرآن نازل شده و نیروهایی بر مقام ولایت نازل می شوند که همانا ملائکه هستند و این شب، شب طرح ریزی و برنامه ریزی و تقدیر ماست.

به همین دلیل بیدار ماندن و طرح ریختن در این شب توصیه شده است و بهترین کار در این شب، گفتگوی علم و رسیدن به آگاهی و بینشی است که بتواند در این طرح و تصمیم کمک حال ما باشد.

قدر خدا که سرمایه ها را می دهد و قدر انسان که سرمایه ها را به کار می گیرد و نکته مهم دیگر اینکه لیله القدر و نه یوم القدر، چرا که در دل تاریکی ها و در بطن حادثه ها است که باید طرح فردا را بریزیم و در طلوع فجر همراه فرشته های نازل شب، قدم برداریم.

شب قدر شبی است که از هزار ماه پر خیر و برکت تر است چرا که یک شب با برنامه ریزی از یک عمر بدون برنامه بهتر است. چه زیبا و حکیمانه است در این شب ها که مهم ترین شب های زندگی ماست با یاد علی (ع) همراه است. برای درک شب قدر لازم است فاطمه (س) را بشناسیم و برای شناخت فاطمه، علی را. زیرا علی تنها فردی بود که شایستگی همسری فاطمه را داشت و علی را نمی شناسیم مگر اینکه در نهج البلاغه تامل و تعمق  کنیم.

در این مرحله برای شناخت نهج البلاغه به شناخت بینش علی (ع)، شناخت خواسته او، شناخت عمل او و از همه مهمتر شناخت زمان علی را نیازمندیم. علی (ع) در زمانی زندگی می کند که اتراف و اسراف و تجمل،  پس از فتوحات بی حساب و غنایم گسترده جامعه را به بن بست کشانده است. علی (ع) در این جامعه ولنگار و شتابنده باید کنترل اوضاع را داشته باشد و برای حفظ جامعه اسلامی، جرثومه هایی را که بر سر کار هستند، کنار بریزد. علی (ع) برای این کنترل به تقوا و برای کنار زدن جرثومه ها به جهاد نیازمند است. تقوا و اطاعت بدون ایمان و عشق امکان ندارد، جهاد هم بدون آزادی و زهد امکان پذیر نیست.

جهاد علی نه با بیگانه و نه همراه با غنائم که با برادر است و با دست های خالی. بنابراین شناخت زمانه صدور نهج البلاغه از جمله ابزارهای فهم مقاصد آن به شمار می رود و بهترین راه شناخت آن زمان، مراجعه به خود نهج البلاغه است که از فضای حاکم بر مردم و روحیه آنها و وضعیت فرهنگی و روابط اجتماعی با آنها سخن می گوید. حضرت علی (ع) در خطبه های ۳۲، ۴۱، ۱۰۳، ۱۲۲، ۱۲۹و ۲۳۳ به طور مشخص از عصر خود سخن می گوید.

در این خطبه ها حضرت به پنج ویژگی عصر خود اشاره دارند و بر این اساس، مردم آن دوره را به پنج گروه تقسیم می کنند و می فرمایند ما در روزگاری ستمگر و ناسپاس صبح کردیم و با این ویژگی ها مواجه بودیم.

۱- به خاطر تحول در اهداف، ملاک های خوبی و بدی نیز تغییر یافته، به شکلی که نیکوکار بدکار شناخته می شود و بدکار، نیکوکار به حساب می آید و به عبارتی بازگشت به جاهلیت شکل می گیرد و در نتیجه اصحاب رسول الله (ص) کنار گذاشته می شوند و آنان که باید عقب می نشستند، جلودار می شوند.

۲- ظالم در این روزگار بر ظلم و سرکشی خود می افزاید زیرا میدان تاخت و تاز را برای خود باز می بیند.

۳- در این روزگار بازار علم کساد است و کسی از آگاهی هایش بهره مند نمی شود زیرا زمینه طرح و بهره برداری از آنها از بین رفته است.

۴- عدم بهره مندی از آگاهی و علوم باعث شده است که از آنچه نمی دانیم پرسش نکنیم و به خاطر بی حاصل بودن آن آگاهی ها از آگاهی های جدید چشم بپوشیم.

۵- عدم برنامه ریزی و عدم پیش بینی حوادث یا به جهت غفلت است یا به خاطر دل مشغولی های دیگر، زیرا کسی که به روزمرگی ها مشغول شود، طبیعتا نمی تواند برنامه ریزی داشته باشد و کسی که برنامه ریزی ندارد، نمی تواند آینده را پیش بینی کند و برای پیشامدها مکری داشته باشد و نمی تواند برای مکرهای شیاطین، برخورد مناسبی را بیاورد.

حضرت در این خطبه ها افراد را به چهار گروه و یک گروه پنجم تقسیم می فرمایند که در آن چهار گروه همه در طلب دنیا و دنیا مداری، مشترک هستند؛ هر چند بر اساس ضعف ها و قوت هایی که دارند، برخوردشان متفاوت است. حضرت این تقسیم بندی را بر اساس دو عنصر فساد و قدرت انجام می دهند و گروه پنجم کسانی هستند که طالب آخرت و راغب حق بوده اما شناختی از حق ندارند.

در خطبه ۱۲۲ حضرت علی (ع) به چهار مشکل در حوزه دین اشاره دارند و چهار ویژگی عصر خود را بیان می نمایند؛

۱- دوره انحراف و رویگردانی از حق و میل به باطل؛ در این دوره جابجایی معیارها و ارزش ها به جهت تغییر در اهداف و کسانی که گرفتار این وضعیت می شوند، زشتی نزد آنان زیبا و زیبایی نزد آنان زشت جلوه می کند و این یکی از پایه های کفر است.

۲- اعوجاج و کجی و عدم استقامت و وا رفتن و وا دادن در برابر حق

۳- شبهه و لباس حق بر باطل پوشاندن و باطل را در چهره حق نشان دادن و امور را بر خود مشتبه کردن و در یک جمله عصر شبهه و فتنه که در این عصر امور را بر خود و دیگران مشتبه می کنند، بر باطل نقاب حق می زنند و فتنه به پا می کنند.

۴- تعدیل باطل و تحریف قرآن ویژگی چهارم عصر امام علی (ع) است که آیات قرآن را بر غیر مصداق خود تطبیق می دهند. کلام و سخن قرآن و رسول را پس از آنکه در جایگاهش قرار داشت، تحریف و تبدیل کردند و در آخر به این نکته اشاره می کنم که تامل در نهج البلاغه و سخنان علی (ع) انسان را به فهم مقاصد کلام نزدیک می کند و جغرافیای سخن را روشن می کند و با شناخت تنزیل آن به تاویلش پرداخته می شود و مصادیق آن سخنان در روزگار ما نیز روشن می شود و عامل هدایت مردمان این عصر و زمان می شود.

با عرض تسلیت به مناسبت شهادت مولای متقیان، امیرالمومنین علی (ع) متفکران و نخبگان را به شناخت بیشتر از نهج البلاغه توصیه نموده چرا که نهج البلاغه زبان گویای علی (ع) است و پس از پیامبر هیچ انسانی  ظهور نکرده که شخصیتش به لحاظ دینی ضامن صحت سخن و حسن رفتارش باشد و برای دیگران تکلیف دینی بیاورد، مگر علی (ع).

در پایان از خداوند متعال مسئلت داریم که ما را در شناخت حق یاری فرماید و هدایت مان فرماید تا  مسیر حق را با پای حق بپیماییم و زمینه ظهور اقا و مولایمان حضرت مهدی (ع) را فراهم نماییم.

اعظم حاجی عباسی، دبیر کل جامعه زینب (س)




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *