ولایتمداری و اخلاق (بخش دوم)

زهرا صادقی

دبیر جامعه زینب (س) شهرستان دامغان

خداوند در وجود انسان گرایش هایی قرارداده که مادرزادی است و خداوند بر اساس آن می‌تواند با ما حرف بزند و ما را در راه رسیدن  به کمالات انسانی کمک می کند.

یکی از این گرایش‌ها، صفت حیاء است که پیامبر عظیم‌الشان اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله که حریص در هدایت مردم است؛ می‌فرماید: «اگر جامعه‌ای حیاء نداشته باشد آن جامعه دین هم ندارد.» و در جای دیگر می‌فرماید: « از سخنان انبیاء گذشته یک حرف باقی مانده است وآن اینکه اگر حیاء نداری هرکاری دلت می‌خواهد؛ بکن.»

اصلی‌ترین گرایش اخلاقی انسان در یک کلمه خلاصه می‌شود و آن مهربانی است و بقیه گرایش‌های اخلاقی ذیل آن تعریف می‌شوند. با اینکه حسادت مادر رذایل اخلاقی است ولی آن نیز به حسادت و نامهربانی برمی‌گردد و یا مثلا عدالت، حداقل مهربانی است و ایثار، حداکثر آن و سخاوت حد وسط مهربانی خواهد بود وآن مهربانی انسان را به مقصد اعلاء می رساند که آگاهانه باشد و ریشه آن در جان آدمی بر اساس فطرت الهی نهاده شده و در مکتب تربیتی علی علیه السلام به بار نشسته باشد.

پیامبر گرامی اسلام خطاب به علی علیه السلام می‌فرماید: «علی جان اگر با شمشیر بر بینی مومن بکوبند چون ضربه بر بینی خیلی سخت است و تعادل آدمی به هم می‌خورد که از تو دست بردارد؛ این کار را نمی‌کند و اگر همه دنیا را برکام منافق بریزی که تو را دوست بدارد؛ جذب تو نمی‌شود.»

در تاریخ صدر اسلام آمده که یک غلام سیاهی، دزدی کرده بود؛ او را نزد علی علیه السلام آوردند؛ آن حضرت به او فرمود که باید بر تو حد جاری کنم و اگر اعتراف کنی باید انگشتانت را قطع کنم؛ آن حضرت به طور غیر مستقیم به او اشاره می‌کند که اعتراف نکن ولی غلام گفت: من دزدی کرده ام و حد را بر من جاری کن.

حضرت، حد را جاری کرد و غلام درحالی که از درد بی‌قراری می‌کرد؛ می‌گفت جانم به قربان علی(ع) که مجری حق است، آقام علی است، داماد پیامبر است و در همین حال یکی ازخوارج که بغض علی علیه‌السلام را در دل داشت؛ گفت: علی دست تو را قطع کرده و تو مدح علی را می‌گویی؟ این مرد نزد علی علیه‌السلام آمد و گفت: یا علی شما دست ایشان را قطع کرده‌ای ولی او علی، علی‌گویان گریه می‌کند و فریاد می‌زند: علی، وصی پیامبر، عدالت را بر من جاری کرد.

نکته جالب اینجاست که حضرت علی علیه‌السلام خطاب به امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمودند: حسن جان برو برادرت (فردی که بر او حد جاری شده بود) را نزد من بیاور، وقتی پیش آن‌ حضرت آمد به او فرمود: تو که ما را دوست داری؛ چرا  دست به دزدی می‌زنی‌؟

حضرت پارچه‌ای روی دستش انداخت و انگشتانش را روی دستش قرار داد ودست آن غلام خوب شد و شفا پیدا کرد.

خداوند در اثر ولایتمداری ناب و آگاهانه، بلافاصله انسان را زیر چتر هدایت ثانویه، یعنی هدایت تشریعی از نوع دوم آن یعنی هدایت پاداشی قرار می‌دهد و الان هم اگر ما تحت ولایت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف باشیم و حواسمان مرتبا به ایشان باشد، ما را در مراقبه نفس یاری  و از سقوط در انحرافات بی‌شمار آخرالزمانی نجات خواهند داد زیرا تقوی یعنی خوب شدن و خوب ماندن و خوبی کردن به دیگران و اگر چنین نبود؛ خداوند نیازی به عابد، عارف و عزلت‌نشین ندارد بلکه هدف ازخلقت انسان، رشد و تعالی آدم و رسیدن به جامعه توحیدی و خالص شدن برای خداست و این ممکن نیست مگر اینکه خواست الهی را بر نفس سرکش خود ترجیح بدهیم و به پاکی درون برسیم.

درپایان به یک حدیث بسیار گرانقدر از حضرت علی علیه السلام اشاره می‌شود که می‌فرماید: با وجود هوای نفس، غیر از مخلصین، هیچکس کاری انجام نمی‌دهد به عبارتی اکثر مردم کارهای خوبی که انجام می‌دهند را ترک خواهند کرد زیرا  بیشتر کارهای حتی به ظاهر خوب بر اساس هوای نفس انجام می‌شود.

البته این به آن معنا نیست که از کارهای خوب دست برداریم بلکه باید مراقبت درون داشته باشیم و اجازه ندهیم که شیطان و نفس اماره بر ما تسلط یابند که اگر چنین شود ره به خطا و ناکجا رفته‌ایم.

و العاقبه للمتقین




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *