ولایتمداری و اخلاق (بخش چهارم)

زهرا صادقی، دبیر جامعه زینب (س) شهرستان دامغان
انسان اساسا نمی‌تواند بدون انگیزه خوب شدن، زندگی کند وهیچ تفاوتی بین انسان ها در جهان نیست؛ انسان زاده شده تا وضع خود را بهبود بخشد و دراین انگیزه تردیدی نیست، برخی انگیزه‌های مادی و بخشی از انگیزه‌های معنوی، سرمایه وجودی انسان هستند که آدمی اتفاقا از این انگیزه‌ها پس از اندکی ابراز نامرادی و خستگی می کند، چون اساسا دنیا محلی گذرا است و شاید چیزی برای گفتن نداشته باشد و در حد و اندازه‌ای نیست که ما را سرگرم کند.
بشر غربی، غرق لذت‌های مادی است و اصرار بر لذت‌های مادی باعث کاهش لذت معنوی او شده است و در حال حاضر درغرب کاهش لذت زندگی به بحران غرب بدل شده است؛ به شکلی که انسان در جامعه غربی بنا به فقدان لذات معنایی از زندگی و ازخود لذت نمی‌برند.
اما هرکسی که بخواهد ازنظر روحی بهتر شود باید سه نوع انگیزه را تجربه کند که نزد هردین ومرام ومسلکی معتبر است. درمباحث گذشته اشاره کردیم که یکی می‌خواهد رفتارش را خوب کند و یکی می‌خواهد خودش را خوب کند ودیگری در پی آن است که قلب سلیم داشته باشد.
دراین نوشتار در پی آسیب شناسی هستیم، افرادی فقط می‌خواهند رفتارشان را کنترل کنند که البته یک زمانی پس می‌زنند چون دارای سیرتی ناخوبند و آن باطن رشد نیافته باعث می‌شود زشت‌ترین رفتارها ازآنها سربزند چون ازعمل خوب تاثیر نمی‌پذیرد و حمایت نمی‌شود و امان از بعضی بچه‌های هیاتی ومذهبی که توانسته‌اند رفتارشان راکنترل کنند ولی درونشان راکنترل نکرده‌اند و به قولی، رفتارهای خوب ملکه ذهنی و ذاتی آنها نشده است.
گروه دوم کسانی هستند که انگیزه آنها از خوب شدن، خوب شدن رفتارهای ظاهری نیست بلکه می‌خواهند خودشان را هم درست کنند که این خوب است ولی گروه سوم کسانی هستند که می‌خواهند به رضوان پروردگار نائل آیند و ریشه رسیدن به ولایت اهل البیت علیهم السلام، رسیدن به ملاقات پروردگارست. چون بدون توحید ناب نمی‌توانیم به ولایت اهل البیت (ع) دست پیدا کنیم و از طریق آن سروران معزز و معظم می‌توانیم به قرب الهی و درنهایت ملاقات پروردگار نائل شویم.
امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: کسی که به ذکر خدا بپردازد ولی مشتاق ملاقات پروردگار نباشد خودش را مسخره کرده است.
درشب عاشورا حسین بن علی درست است که به یاران فرمودند هدف من هستم، شما بلند شوید بروید و بیعتم را هم از شما برداشتم. ولی واقعیت این است که آن حضرت اراده فرمودند آخرین درس توحید ناب را به یاران خود تعلیم دهند و آن درس متعالی، شوق دیدارخداوند مهربان را درآنان زنده کرد و این یاران باوفا ازامتحان الهی سربلند و استوار بیرون آمدند و بلافاصله امام حسین علیه‌السلام به ایشان فرمود: شما نزد من جایزه ویژه دارید و آن رویت بهشت عدن و جایگاه رفیع شماست. امام حسین (ع) وقتی که یاران خود را در چشمه‌سار ولایتمداری شستشو داد؛ مدال ”فاستقم کما امرت ”را بر گردن آنان آویخت و در زیارت جامعه می‌خوانیم که ما توسط شما، خدا را شناختیم.
اصلا خداوند در قرآن تاکید دارد به اینکه ما چیزهای خوب را برعکس دنیا که زرق و برق دارد و شما جذب آن می‌شوید و به زودی هم خسته و از من رانده و از دنیا مانده می‌شوید در ملاقاتم و در پس پرده و پنهان نگه می‌دارم تا هر کس که اهلش باشد، یک قدم بیایید و من ده قدم می‌آیم ولیکن اکثرهم لایشعرون که بسیاری از مردم به جز اهل دل این را نمی‌فهمند ومن خود، شایستگان و اهل کوشش و تلاش پیگیر را به مقصد می‌رسانم، حتی اگراهل باطل در راه باطل تلاش کنند من اجرشان را در آن نفعی که دنبالش هستند خواهم داد که بسیار ناچیزاست در نظر من، ولی آنان نمی‌اندیشند.
خاتمه کلام در این فرصت آن که ریشه‌های ولایت‌پذیری و ولایت‌مداری در مبحث والای عاشق خدا شدن جلوه گر است.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *