پیامدهای نگاه آماری به اشتغال زنان

طهورا نوروزی، پژوهشگر و نویسنده
نگاه صرفا آماری به مقوله اشتغال زنان دو گروه از جامعه زنان را به عرصه اجتماع می کشاند که طبیعتا لطمات و هزینه های سنگینی متوجه کیان خانواده ایرانی وارد می شود.  
گروه اول که ناخواسته با جبر معیشتی و اقتصادی وارد این عرصه می شوند و به ظاهر آمار اشتغال را بالا می برند اما در حقیقت این جبر یک نارضایتی به دنبال داشته و کانون خانه را از نبود مادر دچار چالش می کند. به ویژه خانواده های تازه تشکیل شده فراوانی بیشتری دارند زیرا مشکلات معیشتی بالا، جبر اشتغال این زنان را ایجاد کرده و با توجه به آنکه این گروه از زنان، فرزندانی با سنین پایین دارند که در این سنین بیشترین نیاز کودک کنار مادر بودن است، بیشترین آسیب را می بینند.
همچنین خانواده های تازه تشکیل شده که فرزند ندارند و با جبر معیشتی وارد چرخه اشتغال می شوند که این موضوع هم منجر به کم شدن زاد و ولد و ایجاد شکاف های عاطفی در سال های اولیه زندگی که شالوده خانواده در حال شکل گیری است، می شود.
اما گروه دوم که با نگاه صرفا آماری به مقوله اشتغال زنان وارد چرخه اشتغال می شوند گروهی هستند که نیاز اقتصادی ندارند و به علت تبلیغات نامناسب که شغل خانه داری و مادری را در جامعه کوچک می بینند به هر قیمتی دوست دارند وارد این چرخه شوند.
این که امروز زنان ما در جمع از گفتن واژه خانه دار بودن خجالت می کشند یا وقتی از یک خانم خانه دار پرسیده می رشود چه کاره هستی، می گوید بیکار هستم نشان دهنده این نگاه فرهنگی غلط به مقوله شغل مادری ست. در واقع نگاه تکریمی در سیاست های فرهنگی نه به صورت شعاری بلکه حقیقی به شغل خانه داری و سیاست های اقتصادی صحیح در حمایت از زنان خانه دار می تواند این مساله را تحت تاثیر قرار دهد.
اما به نظر می رسد برنامه ریزی در حوزه اشتغال زنان نیاز به یک نگاه و رویکرد منظومه ای دارد؛ به عبارتی همه شاخص ها و متغیرها باید در برنامه ریزی ها لحاظ شود. اشتغال زنان تا زمانی مناسب است که نگاه کیفی به حضور اجتماعی زنان، حق متفاوت بودن بین زن و مرد در چرخه اشتغال و تاثیرات حوزه اشتغال به کارکردهای تکلیف محور زن به عنوان همسر و مادر در خانواده رصد شود تا موضوع اشتغال زنان با نگاه آماری صرفا رتبه نگیرد.
اما اینکه زنان در سیستم های برابر بدون لحاظ تفاوت های نقش مادری و همسری کار کنند، این اشتغال، اشتغال پیش برنده نیست و منجر به استهلاک زنان می شود یا نقش مادر در خانه با کم رنگ شدن آسیب زا می شود. بنابراین برنامه ریزی در حوزه اشتغال زنان باید مبتنی بر لحاظ تفاوت های طبیعی بین زن و مرد باشد تا کانون خانواده با بی توجهی به این تفاوت ها دچار آسیب و چالش نشود. این تفکر که حق متفاوت بودن در چرخه اشتغال بین زن و مرد در حوزه برنامه ریزی هزینه بر است، اشتباه است زیرا پیش بینی هزینه با پررنگ شدن نقش مادر در کانون خانه در سیاست های کلان اشتغال زنان جلوی هزینه های سنگین تری را در دهه های بعدی در خانواده هایی می گیرد که مادران شاغل داشته اند .
علاوه بر این امروز باید ساز و کارهای نظارتی قوی در حوزه بخش خصوصی که بیشتر به خاطر ناچاری های طیفی از جامعه زنان شرایط نامناسب مضاعفی را بعضا ایجاد می کنند، داشته باشیم زیرا خانواده های مادران شاغل به خاطر شرایط ویژه در چرخه خصوصی بیشتر دچار آسیب و چالش می شوند.
به نظر می رسد در مقوله اشتغال زنان باید یک نگاه آسیب شناسانه با رویکرد خانواده و تاثیرات اشتغال زنان داشت و در این نگاه آسیب شناسانه سهم عرصه فرهنگ، قانون، اجرا و نظارت مشخص شود، زیرا این چهار حلقه هر یک در کاهش آسیب های اشتغال زنان روی کارکردهای خانواده سهمی به عهده دارند.
یکی از رویکرد های مهم و اساسی که متاسفانه در طول سال های اخیر در مقوله مشارکت سیاسی – اجتماعی زنان مغفول مانده رویکرد تکلیف گرا در مقوله مشارکت اجتماعی سیاسی زنان به جای رویکرد حق محوری است. وقتی ما نگاه حق محوری صرف به مقوله مشارکت داشته باشیم شرایط نادیده گرفته می شود، اما وقتی نگاه تکلیف گرا داشته باشیم باید در پازل کلان زندگی فردی و اجتماعی زنان در حوزه مشارکت ضرورت ها احراز شود.
در نگاه تکلیف گرا نسبت به مشارکت اجتماعی زنان، در خانه ماندن یا بیرون بودن هیچ کدام اولویت مطلق نیست زیرا در بستری از زمان هر کدام از گزینه ها ممکن است تکلیف و نتیجه یک انتخاب باشد.
نکته دیگر آن که صرفا از مشارکت اجتماعی زنان تفسیر اشتغال کنیم و رویکرد های دیگر در حوزه مشارکت را نادیده بگیریم یعنی به حوزه مشارکت زنان یک نگاه تک بعدی داشته باشیم به عبارتی مشارکت زنان در بدنه رسمی کشور را یک مشارکت موثر قلمداد کنیم و مشارکت در ساختار های غیر رسمی که اتفاقا به لحاظ بیولوژیک و شرایط طبیعی و نقش های خانوادگی زن بسیار همخوانی دارد را مشارکت غیر موثر قلمداد کنیم.
اما نگاه صرفا آماری به مقوله مشارکت اجتماعی-سیاسی زنان با تفسیر صرف اشتغال است که باید این نگاه تعدیل شود، چرا که اگر امروز آمار اشتغال زنان به لحاظ کمی بالا باشد اما از نظر تاثیر گذاری در سطوح پایین باشد این آمار بالا مناسب نیست. این که ما زنان را به هر قیمتی به سمت چرخه اشغال بکشانیم تا آمار کمی بالا برود و نبود زنان، خانواده را دچار آسیب کند، این آمار بالا شوق آور نیست.
نگاه صرفا آماری به مقوله اشتغال زنان مثل رویکرد غربی ها است که به هر قیمتی به اشتغال زنان مدال تقدیر می دهند و نقطه آغازین اشتباه است به عنوان مثال اگر یک خانم در غرب در خانه خود فرزند داری کند، از نظر سیاست های اشتغالی زنان در غرب عزلت را گزیده اما اگر در چرخه اشتغال در سطوح پایین و با تحمل ظلم کارفرما مشغول باشد، مدال حضور می گیرد.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *