واقعه عاشورا|جامعه زینب س

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود -سلام الله علیها-، ویژه نامه عاشورایی/ محرم ١۴٣٨

img_0238

بِسْم الله الرحمن الرحیم

إن الارض یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین. سوره مبارکه أعراف/١٢٨

إن الارض یرثها عبادی الصالحون. سوره مبارکه انبیاء/١٠۵

مجلس اول: وارثان عاشورا

عاشورا روز حسین است و هیچ روزی مانند روز حسین نیست. امام حسن مجتبی علیه السلام به امام حسین علیه السلام میفرمایند: لایوم کیومک یا اباعبدالله.

عاشورا تنها یک روز نیست، بلکه تمامی تاریخ است. همانطور که کربلا تنها یک قطعه ی خاک نیست.
کربلا جغرافیای نامحدود این تاریخ گسترده است.
با این زمینه این سوْال در ذهن متبادر میشود که وارث عاشورا کیست؟
چه چیزی برای چه کسی از عاشورا باقی مانده است؟

آیا حاصل عاشورا، شتک خون و زخم های باز و داغ های درد و خیمه های مبهوت و اسیران آزادمرد و پیامهای رسالت است برای عاشوراییان،
و فتح شکست و غنیمت های پشیمانی و حکومت های محکوم است برای یزیدیان؟

درست است که خدای تعالی با زیارت عاشورا لعن و سلام را، نفرین و تحیت را تقسیم کرد، اما آیا هر سال محاسبه میکنیم که ما چه سهمی از آن قیام بزرگ عاشورایی و کرببلایی حسین علیه السلام برگرفته ایم و چه میراثی برداشته ایم؟ آیا هرسال، از ذلّت هیهات خواهی کرده ایم یا خیر؟

آیا وارثان صالح قیام حسینی بوده ایم؟

وارث، قرابت میخواهد. قرابتی لاحائل و لامانع ! طبق حکم فقهی اسلام عزیز، فرزند اگر قاتل پدر باشد، إرث نمیبرد. فرزند اگر کافر باشد، از پدر مسلمان إرث نمیبرد.
به راستی توانسته ایم فرزندانی باشیم لایق وراثت از حسین بن علی علیه السلام، که به تعبیر حجت هشتم عصمت، امام رضا علیه السلام: الإمام الوالد الشفیق… ؟؟

چه کرده ایم در راه حسین علیه السلام و برای حسین علیه السلام؟
سهممان با قلم، با قدم، با کلام و با عمل در هر دوره و هر زمانی در مسیر آرمانها و آنچه که حسین بن علی علیه السلام برای آن قیام کرد، چه بوده و چیست؟
آیا زنده نگهداشته ایم یا میرانده ایم؟
آیا کسانی که از حق چشم پوشی میکنند و کفر میورزند، میتوانند وارث حسین بن علی علیه السلام و عاشورای او باشند؟
مگر نه این است که ایشان برای إحقاق حق و اصلاح دین جدش رسول الله به شهادت رسید؟

کسانی که به ولایت امام حسین علیه السلام نرسیده اند و ابوّت أولیاء را نخواسته اند، فرزند دنیا شده و یا فراتر از آن، بنده ی دنیا شده و دین در نهاد و وجودشان شکل نگرفته بلکه فقط بر زبانشان نشسته است و دین تنها برایشان ابزاری ست برای رسیدن به منافع دنیوی.
انان را با حسین بن علی علیه السلام قرابتی نیست.
پس چگونه إرث برند و سهمی از اسلام ناب، بگیرند؟!

مجلس دوم: سلام و لعن عاشورا

به درستی که سلام عاشورا بر عباد صالح خداوند و فرزندان خلف اسلام ناب محمدی و ولایی ست.
همانها که وارثان عاشورایند.
که میراث خدا و انبیاء و عاقبت و غایت تاریخ، از آن کسانی ست که از آگاهی و علم- عبودیت و تقوا- معرفت و صلاح، برخوردار باشند.
چرا که إرث عالم، علم و بصیرت و بینش اوست؛
همانا، عمل به کتاب خدا، و ایستادگی بر قسط و عدل، و وامداری حق، و رعایت بی نظیر حدود و ثقور الهی، از شاخصه های عالم است،
و بتحقیق، «العلماء ورثه الأنبیاء».
و همین بصیرت و عبودیت او را به پاسداری از حق، و جلوداری از باطل و فسق، بپا میدارد، که اینگونه پایه های مبارزه و جهاد و شهادت، شکل میگیرد.
این بصیرت و بینش وارثان عاشوراست که باتحول در شعور، به شوری رسیده اند که راه ها و مقاصد را مشخص نموده و جهت را آگاهانه آشکار ساخته و این شور با عشقی عجین شده است که عشق های کوچک را مهار کرده و آنان را در راه محبوب بزرگتر و عشق نیرومندتر، فدا نموده است.
وارثانِ آزادمرد جهان، همچون سرورشان با این نور و شور، به شهادت و صراحت برخورد رسیده اند،
و در این راه از هیچ تهدیدی نمی هراسند و با هیچ غنیمتی تطمیع نمی شوند،
دنیایشان را سه طلاقه کرده اند و بر هیچ أمر ناپایداری دل نمی بندند.
لعن عاشورا، بر حرام لقمه گانی ست که با إنکار حق و کتمان فطرت به دنبال نفسانیات و خواهش های دنیایی، أسیر و پای بند جهالت خویش و مفتون دلبستگی ها و زر و زور دنیا شده و خواست و توانشان به پست ترین درجات، متمایل نمود و فرزندان نا خلف و کافر پدر خویش گشتند، که برای آنان از سعادت عاشورایی إرثی نیست.

مجلس سوم: کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (سلام الله علیها) نبود

امام حسین‌ علیه السلام را با حیله‌‌ای هوشمندانه و با ترفندی نظامی به اعماق صحرا کشاندند؛ جایی که نه عابری می‌‌گذشت، نه بیننده‌‌ای بود و نه کسی می‌‌توانست آنچه را رخ داده است، به گوش جهان اسلام برساند. امام را به‌تدریج به قلب صحرا و به وسط شن‌‌های روان کشاندند.
می‌‌خواستند حسین بن علی علیه السلام بمیرد و زیر ماسه‌‌های روان دفن شود تا از او نام و نشانی باقی نماند.
اما خدایی که – به فرموده خود او- خواست او را کشته ببیند، خواست اهل‌بیت او را نیز اسیر ببیند تا ماجرای این جنگ و ابعاد آن را از دل صحرا به قلب مراکز دنیای اسلام برسانند.

پس از شهادت امام حسین علیه السلام و یاران باوفای ایشان در ظهر عاشورا، اینک تمام تکلیف این نهضت به عهده ی آن بانوی جلیله، بنت امیرالمومنین، حضرت زینب کبری سلام الله علیها قرار گرفت و آن أولیاء مخدّره پیام آور و تثبیت گر نهضت عاشورایی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بودند.

حضرت زینب سلام الله علیها مانند خورشیدی با عظمت، پس از حادثه عاشورا درخشیدند و خطبه ی فراموش نشدنی آن بزرگوار در بازار کوفه، تحلیلی عظیم از وضع موجود در جامعه بود حضرت در آن خطبه لحنی را به کار بردند که پدر بزرگوارشان سالهای پیش از آن روز، بر منبر ولایت و خلافت، برای این أمت فرمودند.
با این گفتار و بلاغت که:
” ای خدعه گرها، ای کسانی که تظاهر کردید اهل اسلام هستید، اما در فتنه اینگونه کم آوردید و کوری از خود نشان دادید و با بی بصیرتی، گذشته خودتان را باطل کردید.”_ (بخشی از خطبه ایشان).
و حضرت زینب کبری سلام الله علیها به فراموشی اشاره فرمودند.

ایشان بسیار محکم صحبت میکردند، دلبستگی آن بانوی جلیله به خداوند متعال کم نشده بود که بیشتر شده بود و در شب یازدهم نیز نماز شبشان ترک نشد، اگرچه نشسته و آن جوهر زنانه مؤمن، اینگونه تصویر زیبا و خالص عبودیتش را در شرایط سخت و طاقت فرسا نشان میدهد.
و این است که الگو میشود برای همه ی زنان و مردان آزاده ی جهان.

خطبه ای که ایشان در مجلس یزید خوانده است، از خطبه های بی نظیر دنیاست.

وقتی حضرت، خطبه ی پر محتوا و آتشین خود را در بازار کوفه ایراد نمود، حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیه السلام در تأیید مقام علمی حضرت زینب کبری سلام الله علیها چنین فرمودند:
«الحمدلله تو دانشمند عالمه ای بدونِ معلم و بانوی خردمندی بدون استاد می باشی.»
و این سخن حضرت سجاد علیه السلام نشان دهنده ی علم لدنی آن حضرت می باشد.

در باب شئونات باطنیه و مقامات معنویه حضرت زینب سلام الله علیها همین بس که ایشان نایبه حضرت زهرای صدیقه طاهره سلام الله علیها و امینه خدا بودند. و أحدی شایستگی و توان آن را ندارد که این مقامات و شئون ویژه را به تقریر و تحریر دراورد و هرچند مقام عصمت ضروریِ دین نیست ولی ایشان تا سر حدّ این مرحله رسیده بوده اند.

حضرت زینب سلام الله علیها نزد پروردگار مقامی یافتند که قابل توصیف نیست و در واقعه ی کربلا ولیّ الهی حضرت زینب سلام الله علیها بوده اند که در تاریخ نمونه ی آن را نداشته و نداریم.

در عرصه ی عظیم امتحان الهیِ عاشورا، و با آنکه حضرت زینب سلام الله علیها در کمتر از یک نصفه روز، ١٨تن از برادران و پسران و عزیزان از خانواده ی نزدیک خود را از دست دادند به طوری که عظمت این مصیبت در وصف نیاید، چنان جلوه و مرتبه ای از عبودیت را به ظهور دراورد که در آن پهنه ی جانفرسا میفرمایید: “پروردگارا از ما قبول کن.” و زمانی که معلونان زمان از او پرسیدند، چگونه دیدی و یزید به استهزاء گفت دیدی خدا با تو چه کرد، ایشان میفرمایند: “جز زیبایی ندیدم”.
به تعبیری منظور و مقصود ایشان این بوده که از خدا چیزی ندیده است جز زیبایی.
حقاً که ایشان در مقام صبر و دلدادگی در برابر خدا و در دفاع از حق و حقیقت نمونه ای بی مثال است.

زینب سلام الله علیها هم در همراهی امام زمانش در سفر کربلا و هم در حادثه عاشورا و هم پس از شهادت امام حسین علیه السلام، کاروان شهیدان به کاروان اسیران تبدیل گردید و یزیدیان، نفهمیده و خود ناآگاه، جنایت خود را برملا ساخته و جهانی کردند.
شهادت، جهاد مرد بود و اسارت، جهاد زن.
زینب سلام الله علیها زنی بود مردآفرین، فرشته‌ای بود آسمانی، که در صحنه پهناور گیتی نمایان گردید، تا کتاب شهادت را تکمیل کند.
کتابی که به قلم حسین علیه السلام نوشته شد و به خامه زینب تزیین گردید و در معرض افکار عمومی بشر، قرار داده شد.
و نام زینب و کار زینب سلام الله علیها الگوی امروز ماست.
خداوندا ما را در پیروی از حضرت زینب سلام الله علیها یاری بفرما.
آمین یا رب العالمین.
وصلی الله علی مُحَمَّدٍ و آله الطاهرین الاجمعین

أعظم حاجی عباسی- دبیرکل جامعه زینب سلام الله علیها
محرم الحرام ١۴٣٨




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *