کارنامه “امور زنان”

توران ولی مراد در صفحه خود در خبرآنلاین نوشت:

در فصل انتخابات و پایان یافتن یک دوره اجرایی هشت ساله می توان نگاهی انداخت به عملکردها و “عمل ناکرده ها”ی مراکز و نهادهایی که به نام زنان امکانات دولتی و ملی را در ا ختیار داشتند. آن چه به عنوان مراکز و نهادهای زنان مورد نظر است کلیه مراکز و دفاتر و نهادهایی است که به نام زنان تشکیل شده اند اعم از دولتی و مجلسی و حوزوی و رسانه ای و پژوهشی و تشکل های غیردولتی وابسته و غیره.

بعضی از این مراکز را که بتوان نام برد عبارتند از مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، معاونین و مشاورین وزرا در امور زنان، فراکسیون زنان مجلس، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، دفاتر زنان در سازمان های مختلف مانند صدا و سمیا و سایر سازمان ها، دفاتر و مراکزی تحقیقی و پژوهشی زنان، تشکل ها و سایت ها و پایگاه هایی که به نام زنان امکانات می گیرند و غیره…

مراکزی که به طور خاص با نام زنان بنا نهاده شده اند و امکانات ملی را در اختیار دارند قرار است چه کار کنند؟ از نام این نهادها پیداست که باید برای زنان کار کنند ولی هدفشان باید چه باشد؟ کلیه نهادها و سازمان ها و تشکیلات و تشکل هایی کشوری متعلق به همه مردم هستند و وظیفه شان هم همان وظیفه تعریف شده سازمانی شان برای زنان و مردان است، پس نهادهایی که به نام زنان زیر مجموعه این سازمان ها هستند باید چه کنند؟ پاسخ به این سوال فقط یکی است و آن این که زنان به دلیل زن بودن با یک سری موانع و مسائل و مشکلات روبرو هستند که طبیعتا وظیفه این نهادها رفع آن موانع و مشکلات باید باشد. به عبارت دیگر زنان به دلیل زن بودن با مسائل و مشکلاتی روبرو هستند که نهادها و تشکیلاتی که امور کشوری را به دست دارند بعضا به آن امور بی توجه اند از این رو نهادها و مراکز زنان موظفند که آن امور را رصد کرده و تبیین کنند و حق و حقوق زنان را از آن نهادها بگیرند.

آن چه را که خود زنان در اثر تلاش و همت و پایداری به دست آورده اند به پای این مراکز و نهادها گذاشته نمی شود ولی آیا موانع و مشکلات بر سر راه زنان توسط این نهادها رفع و یا کم شده است؟ به دلیل این که مطالبات و خواسته های زنان بر زمین مانده و موانع و مشکلات برسر راه زنان نه تنها برطرف نشده که زایش هم داشته این نوشته مرورش را می گذارد بر آن چه باید توسط این نهادها “می شد و نشد”. البته در ارتباط با زنان و دختران آن چه باید می شد و آن چه باید بشود نه در یک یادداشت می گنجد و نه در یک کتاب بلکه حکایت همان حکایت کشیدن آب دریا و چشیدن به قدر وسع است.

قبل از برشمردن بعضی از “آن چه باید می شد و نشد”، اساس و مبنای موضوع “امور زنان” باید گفته شود و آن نگرش به زنان در نظام “مردمسالار دینی” است. در این نظام زن انسانی است مستقل و انتخابگر، با کرامت که در هویت انسانی همانند مرد است. در این نظام نگرش ابزاری و انسان فرودست به زن که موجودی محتاج قیم است پذیرفته نیست و این نگرش خودش اساس و مبنای تبعیض های نسبت به زنان در این جامعه است. به همین دلیل اساسی ترین موضوعی که فعالیت نهادهایی را که به نام زنان هستند مشخص می کند همان اصلاح نگرش ها نسبت به زن است که اساس رفع تبعیض از زنان است.
این مهم “مهمترین” کاری است که باید انجام می شده و نشده.

بر این اساس بعضی از محورها از “آن چه باید می شده و نشده” را می توان برشمرد. محورهایی همچون:

– تلاش در جهت اصلاح نگرش نسبت به زن به عنوان یک انسان مستقل و انتخابگر که در هویت انسانی با مرد یکی است

– تحول در نظام فرهنگی، فرهنگسازی و آموزش و پرورش نسبت به نگرش و عملکرد در ارتباط با زنان با هدف اصلاح نگرش ها بر اساس کرامت انسانی زن و ارتقاء جایگاه انسانی او به منظور مقابله با واپس گرایی و نگرش های متحجرانه و پیشگیری از عملکرد مبتنی بر نگرش های ابزاری و جایگاه فرودست و قیم مآبانه به زن

– تلاش در جهت رفع ظلم و بی عدالتی و تبعیض از زنان در تمامی ابعاد و تمامی سطوح

– حمایت از حق اختیار و بالابردن توان انتخاب برای زنان و رفع موانع پیشرفت آنان

– تقویت هویت فردی، اجتماعی و خانوادگی زنان و دختران به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته و نه محدود کردن آنان به بعد خانگی و مادری و ایجاد محدودیت و صدمه به ابعاد دیگر

— تحکیم و تقویت بنیان خانواده با ترفیع جایگاه زن در آن و حفظ امنیت و سلامت خانواده

– تقویت و ارتقاء جایگاه زنان در خانواده به عنوان عنصری تصمیم گیر و موثر با حفظ حرمت و کرامت انسانی

– اصلاح قوانین، تصویب قوانین حمایتی از زن و رفع خلاء های قانونی بر همین اساس

– تقویت مودت و رحمت در خانواده و گسترش اخلاق و عفاف و ارزش های اسلامی و تقابل با آسیب ها در این ارتباط

– تامین امنیت اقتصادی زنان در خانواده و تعیین سهم زنان از زندگی مشترک در طول زندگی مشترک

– سلامت و آرامش خانواده و فعالیت های مختلف در ابعاد مختلف که با هدف ایجاد آرامش در خانواده با توجه به جایگاه انسانی زن انجام می گرفت.

– تسهیلات در جهت امر ازدواج و فعالیت هایی که به تداوم ازدواج منجر شود.

– ساز و کارهایی که منتج شود به سلامت زنان و خانواده. بهداشت و سلامت در ابعاد مختلف جسمی، جنسی، روانی، عاطفی، و روابط بین فردی

– نفی زبان سلطه در خانواده و تقویت اخلاق و قانون مداری و خدامحوری به عوض مردسالاری و یا زن سالاری در خانواده

– ایجاد امکانات جهت نشاط و شادابی و تقویت روحیه زنان و دختران

– رفع خشونت در ابعاد مختلف اعم از خشونت خانگی، و خشونت اجتماعی

– رفع خشونت از محیط کار اعم از محیط های دولتی و خصوصی

– آموزش و تربیت جامعه در جهت سلامت روابط بین فردی هم در خانواده و هم در جامعه

– گسترش حضور فعال زنان در زمینه های اقتصادی، اشتغال و اشتغالزایی و مدیریت در این زمینه

– اهتمام به توانمندسازی زنان و سامان ده توانایی و فنون زنان و ایجاد بسترهایی که امکانات و تسهیلات در اختیار زنان قرار دهد جهت اشتغال

– قراردادن تسهیلات در اختیار زنان و دختران تحصیل کرده به جهت کارآفرینی و توسعه کسب و کار با تخصص و توانایی مربوطه

– فرهنگسازی در جهت ارتقاء جایگاه انسانی زنان و اصلاح نگرش ها و گویش ها و کنش ها بر همین اساس

– اهتمام به توسعه خودباوری، تحصیل، اشتعال، ورزش، تفریح ..

– ایجاد زمینه های رشد زنان در همه زمینه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی آموزشی با اسفتاده از همه ابزارهای سیاستگذاری، فرهنگی، قانونی، قضایی و اجرایی

– حمایت و توانمندسازی زنان در جهت تشکیل و تقویت نهادهای مدنی، سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی در ارتباط با زنان

– حمایت و تقویت زنان در جهت داشتن امکاناتی که صدای زنان را به گوش مسولین برساند

– تلاش درجهت جهت تحقق اجرای عدالت و امر شایسته سالاری، نفی انحصار طلبی مردانه، و رفع تبعیض از زنان و راه یابی آنان به مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز و مدیریت های ارشد نظام

– حضور پررنگ و موثر زنان در مواضع کلیدی و مراکز سیاستگذاری، تصمیم سازی، تصمیم گیری و مدیریت عالی از طریق احراز پست های معاون رئیس جمهور، وزیر، معاون و مدیر کل برای وزیر، استاندار و فرماندار و بخشدار، سفیر و کاردار، رئیس سازمان ها و نهادهای زیر مجموعه رئیس جمهوری، رئیس مراکز فرهنگی و فرهنگسازی مثل نشریات دولتی، سایت های خبری و خبرگزاری ها، رئیس دانشگاه ها و دانشکده ها و مراکز عملی تحقیقاتی و سایر پست ها و شوراهای کلیدی زیر مجموعه رئیس جمهوری

(توضیح این که بهره مندی از نگرش زنانه در تدوین سیاست ها، لوایح، و برنامه ها در حل مشکلات کشور و پیشگیری از آسیب ها، و حل کارشناسانه مشکلات و هم چنین رفع مسائل و مشکلات و نیازهای زنان و پاسخگویی به مطالبات آنان موثر است. به علاوه موثر است در جهت ارائه الگوی صحیح از نگاه جمهوری اسلامی نسبت به زن هم در جوامع اسلامی هم در بین الملل و هم به مخاطبان داخلی، تقویت جایگاه زن در اندیشه و باور، تقویت خودباوری زنان. این نتایج اضافه می شود به این که محروم کردن زنان از حضور در این مراکز تبعیض به زن است و هم این که زنان توانمند به عنوان سرمایه های ملی هستند که حق جامعه است که از توانایی آنان بهره مند شود.)

– باز تعریف و مهندسی مجدد ساختاری مراکز مربوط به امور زنان با هدفگذاری رفع ظلم و بی عدالتی از زنان در کل کشور در کلیه برنامه ریزی ها و طرح های اجرایی و افزایش بودجه این مراکز

– حمایت از مدیران زن و ارتقای نقش مدیریتی زنان

– ایجاد ابزارهایی جهت نظارت زنان که به دلیل تمرکز بر امر اداره خانه و تربیت فرزندان که خود زمینه ساز دوری آنان از مراکز قدرت می شود بر عملکرد مراکز و نهادهای کلیدی.

– همگرایی با کشورهای منطقه و اسلامی و حضورهای فعال، موثر و هدفمند بین المللی در این ارتباط

– هماهنگی های سازمان یافته بین المللی با زنان در کشورهای همسایه و کشورهای اسلامی و تشکل های اسلامی زنان در کشورهای غیر اسلامی جهت تبادل تحقیقات و تجربیات و ارائه الگو (توضیح این که جامعه اسلامی در ارتباط با زنان گرفتار دو رویکرد است که هر دو به عنوان مانع از ظهور و بروز نگرش مترقی اسلام نسبت به زن است. یکی از این دو رویکرد نگاه متحجرانه نسبت به زن است که او را عنصری محتاج قیم و فرودست معرفی می کند و دیگری نگرشی زن محور است که زن را ابزار دست جامعه مردسالار سرمایه سالار قرار می دهد. نگاه مترقی اسلام که زن را در هویت انسانی با مرد یکی می بیند و با فرامین و دستورهای اسلام انسان ها را به سعادت و رشد و تعالی رهنمون می شود در عین حال که با ظلم و تبعیض نسبت به زنان در تقابل است و راه را بر اساس اصول اسلامی و با استفاده از فقه پویا باز می کند.)

نکات پایانی:
– محورهای نام برده شده فقط به عنوان نمونه از حوزه های مختلف هستند که فقط نام برده شدند. بدیهی است مسائل و مشکلات زنان که باید در برنامه های مراکز رسمی و ملی گنجانده و برای عملی کردن آن ها طرح ها اجرایی می شدند باید همه زمینه ها را پوشش دهد و همان نظم استراتژیک را در هدفگزاری و سیاستگزاری و برنامه ریزی و اجرا لازم دارد.

– “امور زنان” “بی سرپرست” است و نهادی که امور زنان را یکدست و همه جانبه از هدفگزاری تا اجرا در همه ابعاد پی گیری کند وجود ندارد و جای چنین نهادی خالی است. از طرف دیگر افراد مرتبط و غیر مرتبط به خود اجازه می دهند درباره “امور زنان” حرف و نظرهایی بدهند که بعضی غیرکارشناسانه است. بعضی از این گفته ها اشاعه نظرات و سلیقه های شخصی است که بسیاری از آن ها با نگرش “انقلاب اسلامی” به زنان، که زنان را به صحنه آورد و در صحنه هم حفظ کرد مغایرت دارد. این نظرات اشاعه داده می شوند بی آن که گوینده ملزم باشد جایی پاسخگو باشد. بر این اساس پاسخگویی مسولین یکی از مهمترین ابزارهای پیشبرد “امور زنان” و رفع مشکلات زنان است.

– اگراین مراکز و نهادهای زنان حداقل فقط روی یک موضوع با هم هماهنگ بودند و عمل می کردند تا فقط یک مشکل را رفع کنند و این کار را عملی می کردند ما قدردان زحمات آن ها بودیم و نمره قبولی می گرفتند. مثلا همه روی سلامت و آرامش خانواده هماهنگ بودند و در جهت تسهیل ازدواج و تداوم آن و عملی کردن ازدواج جوان ها و آرامش و امنیت خانواده و خانواده های تک سرپرست مادری در همه زمینه ها اعم از آموزش و پرورش و کار فرهنگی و برگزاری کارگاه های عملی و تصویب قوانین و برگزاری مشاوره ها و اصلاح و تصویب قوانین حمایتی و فرهنگسازی و اقتصادی تلاش می کردند.

– آخرین ولی اولین این که، متاسفانه آن چه در این سال ها شاهد بودیم نه تنها این مراکز و نهادها مطالبات زنان را پی گیری نکردند و سخنگوی مطالبات زنان نبودند و در جهت رفع تبعیض از زنان فعال نبودند بلکه در نقطه مقابل هم بودند. به عوض هدفگزاری بر اساس “رفع تبعیض از زنان” در مقابل طرح ها و اشاعه نظرات و عملی کردن تفکرات مردسالاری که زنان را ابزار، محدود در یک حوزه خاص و موجودات محتاج قیم می بیند و فرصت ها را از زنان می گیرد تقابلی قابل توجه و تاثیرگذار نداشته اند. این مراکز در مقابل آن چه که زنان را از حقوق مسلم انسانی محروم می کرد سکوت اختیار کردند.

بعضی پا را فراتر نهاده و از عملکردهایی که تبعیض به زنان را گسترش داده و نهادینه می کرد دفاع کردند. حتی بعضی از این نهادها که امکانات را به نام زنان در اختیار دارند خود صحنه گردان نهادینه کردن تبعیض به زنان و اعمال خشونت نسبت به زنان بودند و هستند با نگاه به زن بر اساس این که موجودی فرودست محتاج قیم است. به عنوان نمونه نهادی که بر اساس تحقیقات پنهانش مناسب می داند که ازدواج دختران را به سن ۹ سالگی ببرد و تلاش داشته باشد که آن را قانونی کند آیا اگر نگوییم تجاوز و خشونت جنسی علیه دختران را ترویج و تثبیت می کند حرف دیگری درباره آن نهاد می توان زد؟